دیوان حافظ، یکی از برجستهترین آثار ادبیات فارسی و میراث فرهنگی ایران است که نهتنها بهعنوان یک مجموعه شعر کهن، بلکه بهعنوان منبعی غنی از مضامین عمیق عرفانی، اجتماعی و فلسفی شناخته میشود. این دیوان در ادبیات فارسی جایگاهی بیبدیل دارد و در سطح جهانی نیز نمادی از عرفان، فلسفه و زیباییشناسی محسوب میشود. حافظ، با تلفیق مضامین عرفانی، عاشقانه، فلسفی و اجتماعی، اثری خلق کند که قرنها پس از او، همچنان مورد توجه پژوهشگران، ادیبان و علاقهمندان به ادبیات و عرفان است.
مضامین متنوعی در اشعار حافظ دیده میشود که عرفان، وجه غالب آنهاست. موضوعاتی همچون پرهیز از ریا و دورویی، نقد زهد و فخرفروشی، دعوت به عشق و محبت، توصیف زیباییهای طبیعت، قدرشناسی و اهمیت زمان در اشعار او به چشم میخورد. این موضوعات گاه بهصورت مستقل در چند بیت بیان شدهاند و گاه ترکیبی از آنها در یک غزل دیده میشود. اگرچه پژوهشهای متعددی از منظر حافظشناسان به دستهبندی و تحلیل این مضامین پرداختهاند، در بیشتر آنها نظر شخصی پژوهشگر بهعنوان صاحبنظر ادبی دخیل بوده است. این مسئله اگرچه گاه مفید است، ممکن است در مواردی بهدلیل سوگیری محقق، به نتیجهگیری نادرست بینجامد. ازاینرو، شناسایی موضوعات دیوان حافظ و دستهبندی اشعار آن بدون اتکا به نظر خبره میتواند افق تازهای از اندیشههای حافظ را به روی علاقهمندان بگشاید.
برای درک اندیشه ناب این شاعر بزرگ، تنها ابزار مطمئن، دیوان اشعار اوست و شرط موفقیت در این راه، پیشداوری نکردن و عدم تأثیر سلیقه شخصی در تفسیر دیدگاههای او است (هومن، ۱۳۵۳). از همین رو در این کرسی به دنبال آن هستیم تا با استفاده از تکنیکهای متنکاوی و پردازش زبان طبیعی ، به صورت مستقل از نظر خبرگان استخراج موضوعات و دستهبندی اشعار حافظ در این موضوعات رو مورد بحث و بررسی قرار دهیم.